سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

557

تاريخ ايران ( فارسى )

شمردند و بالاخره پادگان ايران اخراج شده و اين مرد يعنى تيرداد نه‌فقط بر سلطنت ارمنستان دست يافت بلكه بمرز ايران با معافيت از سزا تاخت‌وتاز كرد . جنك نرسى با روم 296 - 297 ميلادى بهرام در سال 282 درگذشت و جانشين او بهرام سوم فقط چهار ماه سلطنت نمود . اينوقت ما بين دو برادر كه ظاهرا فرزندان كوچكتر شاپور اول بودند نزاع و جدال درگرفت ، بالاخره نرسى بر هرمز فايق آمده و او را از صحنه ناپديد ساخت . در سال 296 ميلادى يعنى سه سال بعد از جلوس خويش نرسى به ارمنستان حمله كرد و تيرداد را از آنجا براند و نامبرده فرار كرده ملتجى بروم گرديد ، ديوكلثين كه آنوقت در اوج عظمت و قدرت بود بجنگ گرائيده به گالريوس « 1 » امر كرد كه از دانوب گذشته نيروى سوريه را به قصد ايران حركت دهد ، از طرف ديگر نرسى نيز ببين النهرين كه از ايالات روم بود تاخت برد و در دشت باز بين النهرين كه براى سواران سبك اسلحه مساعد بوده تلاقى دو لشكر رويداد . در دو جنگ اول نتيجهء قطعى حاصل نشد ولى در جنگ سوم نزديك كارهء تاريخى روميها كاملا شكست خورده به كلى تارومار شدند ، فقط مشتى از فراريان از آن جمله گالريوس و تيرداد خودشان را بفرات انداخته بصعوبت جان بدر بردند . شكست نرسى و واگذارى پنج ولايت ايران بروم 297 در زمستان سال بعد ديوكلثين گالريوس را بفرماندهى لژيونهاى اليريان كسيل داشت كه شكست سال بعد را تلافى نمايد . اينمرد از شكست سابق خود تجربه آموخته از جلگه و دشت باز اجتناب نموده در عوض از اراضى كوهستانى ارمنستان پيشرفت و با يك شبيخون و حملهء ناگهانى باردوى ايران فاتح گرديد ، نرسى با زخمى كه برداشته بود فرار كرد ولى چون قشونش تقريبا تارومار شده بعلاوه خانواده‌اش و نيز عدهء زيادى از نجباى بزرگ ايران بدست روميها اسير شده بودند مجبور بتقاضاى صلح گرديد . سفير او ( كه بنزد گالريوس براى خواهش صلح آمده بود ) سعى ميكرد براى

--> ( 1 ) - در امپراطورى روم اينوقت دو امپراطور فرمانروائى ميكردند و دو قيصر تحت فرمان آنها بوده كه يكى از آن دو همين گالريوس است ( مؤلف ) .